![]() |
![]() |
|
| هر چی که بشه هرچی که باشه .فقط رنگ انار باشه |
|
لحظه می شمارم جناب! فراخواهد رسید زمانیکه شما را از تو جدا می کنم و به آغوشت ببارم. بارانی از رنگ ها و موسیقی...
لحظه می شمارم می کشم نابود می کنم آقا فراخواهد رسید زمانیکه از نام فامیلت جدایت کنم. به نام بخوانم تو را و از حلاوت عطر بهشتی نامت باغ های معلق برافرازم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 مهر 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مرداد 1385 |
| پیوندها |
|
نوشتار شکلات تلخ سیب سیاه قلم سرخ سگ متفکر روستای انبوه |
|
RSS
|